سواد رسانه‌ای

سواد رسانه­ای به رویه­های درک رسانه­های جمعی و کاربرد آن می­پردازد. همچنین به ما کمک می­کند تا درکی آگاهانه و انتقادی درباره ماهیت رسانه­های جمعی، فنون استفاده از آن و توسعه این فنون داشته باشیم. به ویژه هدف آموزش سواد رسانه­ای افزایش درک از چگونگی کار رسانه، تولید معنا، ساماندهی و ساخت واقعیت از سوی رسانه است.

 

این درک به چه کاری می‌آید؟

به زبان ساده، سواد رسانه‌ای مثل یک رژیم غذایی است که هوشمندانه مراقب است که چه موادی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف کرد و چه چیزی را نه و یا این که میزان مصرف هر ماده بر چه مبنایی باید باشد. سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای کمک می‌کند تا از رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شویم.

 

هدف سواد رسانه‌ای چیست؟

سواد رسانه‌ای فن و تکنیکی است که ما از طریق آن قادر می‌شویم به عنوان مخاطبی فعال و پویا با پیام‌های رسانه‌ای مواجه شویم و در برابر پیام‌های رسانه‌ای قدرت تمیز داشته باشیم. هدف سواد رسانه‌ای ایجاد توانایی در افراد برای کنترل برنامه‌ریزی رسانه‌ای است. رسانه‌ها ما را به گونه‌ای تربیت می‌کنند تا زندگی خود را براساس زمان پخش برنامه‌های آنها تنظیم کنیم. کسانی که مهارت سواد رسانه‌ای خود را توسعه ندهند، گرفتار جزر و مدّ پیام‌های رسانه‌ای می‌شوند. بنابراین هدف از سواد رسانه‌ای این است که به افراد نشان دهیم چگونه اوضاع را از رسانه‌ها گرفته و به خود بازگردانند.

اولین گام در انتقال کنترل از رسانه به مخاطب این است که بدانیم رسانه‌ها چگونه ذهنیت ما را برنامه‌ریزی می‌کنند. این برنامه‌ریزی توسط رسانه‌ها و به طور مداوم در دو مرحله چرخشی رخ می‌دهد و بارها و بارها تکرار می‌شود.

یکی از این مراحل، محدود کردن انتخاب‌ها و مرحله بعدی، تقویت و تحکیم تجربه است. از طرفی دیگر مرز بین دنیای واقعی ما و جهان رسانه و تمایز این دو از هم به طور فزاینده‌ای سخت می‌شود.

رسانه‌ها برای ورود ما به دنیایشان منتظر نمی‌مانند، در عوض پیام‌های خود را به دنیای ما تحمیل می‌کنند. از آنجا که بخش اعظمی از مواجهه ما با پیام‌های رسانه توسط خودمان برنامه‌ریزی نمی‌شود ، متوجه نمی‌شویم تا چه حد  در معرض پیام‌های رسانه‌ای قرار می‌گیریم. هدف سواد رسانه‌ای ، آگاهانه در معرض رسانه‌ها قرار گرفتن است.

 

سواد رسانه‌ای علاوه بر توانایی ملحوظ در سواد سنتی، که همان توان خواندن و نوشتن بود، توانایی تحلیل و ارزشیابی پیام‌ها و قدرت تولید و انتقال اطلاعات به دیگران در قالب‌های مختلف و با ابزار گوناگون را در انسان پدید می‌آورد. این‌گونه از سواد؛ با توانمند کردن انسان بر درک نحوه کار رسانه‌ها و نحوۀ معنی‌سازی آنها، ماهیت و اهداف تولید پیام رسانه‌ها و تأثیرات و تکنیک‌های رسانه‌های گوناگون، او را از مصرف‌کنندگی صرف خارج کرده و در برابر اثرات رسانه‌ها مقاوم می‌سازد.

به بیان دیگر، سواد رسانه‌ای در کنار آموختن خواندن ظاهر پیام‌های رسانه‌ای از رسانه‌های مختلف، می‌کوشد خواندن سطرهای نانوشتۀ رسانه‌های نوشتاری، تماشای پلان‌های به نمایش درنیامده و یا شنیدن صداهای پخش‌نشده از رسانه‌های الکترونیک را به مخاطبان بیاموزد.

 

به عنوان مثال؛ مخاطبی که دارای سواد رسانه‌ای است، از اهداف و میثاق‌های رسانه‌ها خبر داشته و از آنها به طرزی آگاهانه استفاده می‌کند. چنین مخاطبی از نقش صدا، موسیقی و سایر جلوه‌های ویژه برای القای فضا و معنی در تلویزیون و سینما با خبر است و می‌داند چرا و چگونه یک پیام واحد در تلویزیون، سینما، روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تابلوهای بزرگ تبلیغاتی و یا بازی‌های رایانه‌ای می‌تواند، اثرات متفاوتی از خود بجا گذارد.

 

توانایی‌های مرتبط با سواد رسانه‌ای

برخی از توانایی‌هایی که می‌توان در سایۀ سواد رسانه‌ای کسب کرد از این قرارند:

1. توانایی استفاده از تکنولوژی روز از جمله کامپیوتر، برای پردازش و تولید اطلاعات؛

2. توانایی نتیجه‌گیری در مورد روابط علّی و معلولی، میان گزارش‌های رسانه‌ها و واکنش عمومی؛

3. توانایی تشخیص تأثیر تحریف، کلیشه‌سازی، تبلیغات و خشنونت در رسانه‌های دیداری؛

4. توانایی تشخیص تفسیر و بوجود آوردن تصویرهای بصری؛

5. توانایی مصرف انتقادی و نه منفعلانه از رسانه‌ها؛

6. توانایی اتخاذ رژیم مصرف رسانه‌‌ای؛ کسی که از سواد رسانه‌ای برخوردار است می‌تواند به درستی تصمیم بگیرد؛ که چه مقدار و چگونه از غذاهای رسانه‌ای استفاده کرده و در معرض چه بخش‌هائی از رسانه قرار بگیرد؛

7. توانایی تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه‌ها.

 

فرایندهای شناختی موجود در آموزش سواد رسانه‌ای

آموزش سواد رسانه‌ای که عبارتست از شناخت اطلاعاتی و انتقاد از رسانه، تکنیک‌ها و تأثیرات آن، در برگیرندۀ آن دسته از فرایند‌های شناختی است که در اندیشه‌های انتقادی مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی از این فرایندها عبارتند از:

1. فهم و نقد سبک‌های زندگی مصرفی که در رسانه‌ها اشاعه می‌یابد؛

2. فهم و نقد اختلاف و اغراض سیاسی و ایدئولوژیک پنهان در محتوای رسانه‌ها؛

3. فهم و نقد آثار و پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی محتوای رسانه‌ها؛

4. فهم و نقد شرایط و مناسبات مادی تولید محتوای رسانه‌ای مثل آگهی‌های تجاری که در جهت تأمین منافع اقتصادی و کسب سود مادی صاحبان سرمایه است.

5. فهم و نقد بازنمایی‌ها و کلیشه‌سازی‌های منفی اقلیت‌های فرهنگی، قومی، جنسیتی و نژادی در رسانه‌ها.

 

مؤلفه‌های آموزش سواد رسانه‌ای

در آموزش سواد رسانه‌ای می‌توان به چهار مؤلفه توجه کرد: این چهار مؤلفه، ابعاد شناختی، احساسی، زیبایی شناسی و اخلاقی است.

هر کدام از این چهار بُعد، بر دامنه متفاوتی از درک و فهم ما متمرکز است. بُعد شناختی فرد را ملزم می‌کند ساختار دانش خویش را گسترش دهد. کسب دانش درباره یک موضوع، از طریق منابع متعدد رسانه‌ای و دنیای واقعی صورت می‌گیرد.

در بُعد احساسی، کنترل عواطف و احساسات در برابر پیام‌های رسانه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد.

بُعد زیبایی شناختی کمک به داوری و قضاوت درباره پیام و نحوه تدوین، ویراستاری، نورپردازی، بازیگردانی، صفحه آرایی و. . . است و همچنین افراد به نحوه دستکاری‌ها و ترفندهای هنری آگاهی می‌یابند.

بعد اخلاقی سواد رسانه‌ای قضاوت درباره ارزش‌هاست. امروزه رسانه‌ها گاهی مرزهای اخلاقی را زایل و الگوهای جدیدی از کنش و رفتار ارائه می‌دهند. بُعد اخلاقی تمیز میان درستی‌ها و نادرستی‌هاست. از چنین منظری می‌توان گفت سواد رسانه‌ای مدیریت و کاهش اثرات سود رسانه‌هاست.

 

مفاهیم کلیدی در سواد رسانه‌ای

 

1- همه رسانه­ها ساختارمند هستند

رسانه با دقت ساختارهای زیرکانه­ای ارائه می­کند که بسیاری از تصمیم­گیری­ها و نتایج را از عوامل تعیین­کننده منعکس کنند. بیشتر دیدگاه ما نسبت به واقعیت بر مبنای پیام‌های رسانه­ای است که پیش­ساخته هستند و حاوی نگرش­ها، تفسیرها و نتایجی است که تقریباً شکل گرفته است. رسانه تا اندازه زیادی برداشت­هایی از واقعیت برای ما ارائه می‌کند. زمان تحلیل یک متن رسانه­ای به این نکات توجه می­کنیم: این پیام چگونه شکل گرفته است؟و چگونه واقعیت را بازنمایی می­کند؟

2- همه افراد پیام­ها را به سختی تفسیر می­کنند

کسانی که برنامه تلویزیونی یا وب­سایت مشابهی می­بینند اغلب تجربه مشابه ندارند یا با برداشت­های مشابه مواجه نمی­شوند. هر کسی می­تواند یک پیام را با توجه به سن، فرهنگ، تجربیات زندگی، ارزش­ها و عقاید به صورت­های مختلف تفسیر یا قبول کند. زمان تحلیل یک متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چگونه دیگران پیام­ها را به صورت متفاوتی درک می­کنند؟

3- رسانه منافع تجاری دارد

بیشتر رسانه­ها برای سود ایجاد شده­اند. عموماً تبلیغات بزرگترین منبع درآمدی است. آگهی­های تجاری بدیهی­ترین ابزار تولید درآمد هستند، اگرچه پیام­های تبلیغاتی شکل­های زیادی دارد که شامل بر تبلیغ کالا (به طور مشخص کالایی را در برنامه­ها و فیلم­ها نشان می­دهند)، حمایت­کنندگان، جوایز، تبلیغات سه بعدی و پیمایش در اینترنت، حمایت­های اشخاص مهم یا نام­نویسی برای استادیوم یا تئاتر. در تحلیل این متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چه کسی و چرا متن رسانه­ای را تولید می­کند؟ اگر پیام اقبال عمومی یافت چه کسی سود و چه کسی ضرر می­کند؟

4- رسانه پیام­های ایدئولوژیک و ارزشی دارد

تولیدکنندگان پیام­های رسانه­ای عقاید، ارزش­ها، باورها و تعصب­هایی دارند. این عوامل می­توانند بر اینکه چه چیزی و چگونه گفته شود تأثیر ­گزارد. تولیدکنندگان باید چیزی که شامل متون رسانه­ای باشد یا نباشد انتخاب کنند، بنابراین هیچ پیام بی­طرف یا عاری از ارزش وجود ندارد. از آنجا که این پیام­ها اغلب از سوی بینندگان زیادی دیده می­شود، می­تواند تأثیر اجتماعی و سیاسی زیادی بر روی افراد داشته باشد. در تحلیل یک متن رسانه­ای به این نکات توجه می­کنیم: چه سبک زندگی، ارزش­ها ودیدگاه­هایی از این پیام بازنمایی یا چشم­پوشی شده است؟ لازم است که پیام­های رسانه­ای درباره موضوعاتی نظیر ماهیت سبک زندگی، واقعیت مصرف­گرایی، نقش زنان، پذیرش اقتدار و میهن پرستی محض رمزگشایی شود.

5- هر رسانه­ای زبان، سبک، تکنیک، اخلاق، باور و اصول هنری خاص خود را دارد

هر رسانه­ای معنایی خلق می­کنند که به صورت متفاوتی از واژگان، تکنیک­ها و سبک­ها یا اخلاقیات و باورهای خاصی استفاده می­کنند. در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی، زمانی که تصویر محو می­شود، آن پیامی از زمان را نشان می­دهد. لینک­های داغ یا دکمه­های جهت­یابی نشان می­دهد که چیزی را که نیاز دارید را در وب سایت پیدا کنید. یک داستان نویس باید از کلمات خاصی برای خلق فضا و شخصیت­ها استفاده کند، در حالی که رسانه از تصویر، متن و صدا استفاده می­کند. در هر زمان، ما ابزار تکنیکی را درک می­کنیم. ما در درک زبان­ رسانه­های مختلف روان و سلیس شدیم و می‌توانیم کیفیت هنری آنها را درک کنیم. هنگام تحلیل یک متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چه تکنیکی و چرا استفاده شده است؟ توسعه مهارت­های سواد رسانه­ای ما را قادر می­سازد نه تنها متون رسانه­ای را درک و رمزگشایی کنیم، بلکه از اصول هنری منحصربه فرد هریک از آنها متمتع شویم. تمتع ما از رسانه با آگاهی از چگونگی خلق اشکال و تأثیرات خوشایند افزایش می­یابد.

6- رسانه معانی تجاری دارد

سواد رسانه­ای بر آگاهی از پایه­های اقتصادی تولیدات رسانه­های جمعی مبتنی است. شبکه­ها دنبال مخاطبانی هستند که از آنها حمایت مالی کنند. دانش در این زمینه به دانشجویان اجازه می­دهد تا درک کنند که چگونه محتوای برنامه، مخاطبان را هدف تبلیغات خودشان کرده­اند و چگونه بینندگان را در گروه­های بازاری ساماندهی کرده­اند. موضوع مالکیت و کنترل اهمیت حیاتی دارد در زمانی که انتخاب­های زیادی در این زمینه وجود دارد ولی با این حال باورهای کمی وجود دارد (نود درصد از روزنامه­ها، مجلات، ایستگاه­های تلویزیونی و شرکت­های نرم­افزار کامپیوتری جهان در مالکیت هفت شرکت ادغام شده می­باشد).

7- رسانه معانی اجتماعی و سیاسی دارد

یک بعد مهم از سواد رسانه­ای آگاهی از گستره تأثیرات اجتماعی و سیاسی ناشی از رسانه می­باشد. تغییر ماهیت زندگی خانوادگی، استفاده از اوقات فراغت و نتایج مباحثات سیاسی تلویزیونی سه نمونه از این موارد هستند. رسانه‌های جمعی تلاش می­کند تا ارزش­ها و نگرش­های اجتماعی را منطقی نشان دهند. رسانه همچنین نقش بزرگی در رسانه­ای کردن حوادث و مسائل جهانی از حقوق مدنی تا تروریسم دارد.

8- در رسانه شکل و محتوا مرتبط با هم هستند

رابطه شکل و محتوا مرتبط با مقاله مارشال مک­لوهان با عنوان «رسانه پیام است» می­باشد. یعنی هر رسانه­ای برنامه و جهت­گیری­های تکنیکی خاص خود را دارد و واقعیت را در شیوه­های منحصربه فردی رمزگذاری می­کند. بنابراین رسانه­های مختلف ممکن است حادثه مشابهی گزارش کنند ولی برداشت­ها و پیام­های متفاوتی ایجاد کنند.

 

ضرورت سواد رسانه‌ای 
تا این‌جا باید تا حدودی مشخص شده باشد که چرا به سواد رسانه‌ای نیاز داریم. امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار دارد. فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است. به عنوان مثال وقتی تلفن همراه یک‌نفر به صدا درمی‌آید، این اطلاعات موجود در فضا است که پل ارتباط او با تماس‌گیرنده شده؛ یا زمانی‌که یک مودِم می‌تواند افراد را به جهان بی‌انتهای اینترنت بکشاند، نشانه‌ای دیگر است از همین شرایط حاکمیت اشباع رسانه‌ای بر جهان؛ و یا حالا که میلیون‌ها روزنامه و مجله و کتاب و خبرگزاری و شبکه‌‌ی تلویزیونی بر زمین و زمان می‌بارد، همه نیاز دارند به این‌که در برابر چنین فضایی، چتری بر سر بگیرند و یک رژیم مصرف اتخاذ کنند. همه نیاز دارند به این‌که در انتخاب‌هایشان بیشتر دقت کنند، درست مانند آنچه مردم در مورد تغذیه‌ی خودشان عمل می‌کنند. چون مردم اکنون باسوادتر شده‌اند، مراقب هستند که در غذایی که مصرف ‌می‌کنند چقدر کلسترول، ویتامین و یا مواد دیگر باید باشد؛ در فضای رسانه‌ای هم باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه‌های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری بود و چه چیزهایی را از آن‌ها برداشت.


زمانی که در بزرگراه‌های اطلاعاتی حرکت می‌کنید، سواد رسانه‌ای می‌تواند به شما بگوید چه مقدار از وقتتان را در چه سایت‌هایی- اعم از شناخته شده و ناشناخته- و چه مقدار از آن را فرضاً در چت‌روم‌ها بگذرانید. بنابراین می‌توان گفت که هدف سواد رسانه‌ای در نخستین گام‌های خود، تنظیم یک رابطه‌ی منطقی و مبتنی بر هزینه ـ فایده با رسانه‌ها است. به این معنا که در برابر رسانه‌ها چه چیزهایی را از دست می‌دهیم و چه چیزهایی را به دست می‌آوریم؟ و  باز به عبارت بهتر، در مقابل زمان و هزینه‌ای که صرف می‌کنیم، در نهایت چه منافعی به دست می‌آوریم؟ بنابراین یکی از اهداف اصلی سواد رسانه‌ای این است که استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعات را تأمین کند.


سه جنبه سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای یک موضوع متضلع است که قدرت درک مخاطبان از نحوه‌ی کارکرد رسانه‌ها و شیوه‌های معنی‌سازی در آن‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد و می‌کوشد این واکاوای را برای مخاطبان به یک عادت و وظیفه تبدیل کند. سواد رسانه‌ای را می‌توان بستر منطقی دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل‌های گوناگون رسانه‌ای و در همین حال تأمین ضوابط مصرف محتوای رسانه‌ای از منظر انتقادی دانست.
سه جنبه‌ی سواد رسانه‌ای عبارتند از:
الف: ارتقاء آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای؛ و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه‌ی مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه‌ای گوناگون که در یک کلام همان محتوای رسانه‌هاست.
ب: آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی 
ج: تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه‌ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.

بنابراین اولین نکته در موضوع سواد رسانه‌ای توجه داشتن به میزان و نسبت مصرف از هر رسانه است و سپس توجه به این نکته که دیدن و خواندن و شنیدن عمدتاً باید از موضع انتقادی باشد و سومین نکته این‌که به نقش دست‌اندرکاران و مالکان رسانه‌ها هم باید توجه داشت.
شاید بتوان گفت تلقی‌های نوتر و امروزی‌تر از سواد رسانه‌ای، بیشتر بر جنبه‌ی دست‌اندرکاران و مالکان رسانه‌ها متمرکز است و لذا مقابله با کارکردهای رسانه‌های بزرگ و غالب را در دستور کار دارد. در واقع کالبدشکافی رسانه‌هایی است که هدف‌شان تأمین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه‌ی سیاسی و حفظ قدرت‌هایی است که خود این رسانه‌ها محصول آن‌ها هستند.

 ضرورت‌های آموزش سواد رسانه‌ای

"باری دونکان" عضو انجمن سواد رسانه‌ای کانادا، در ضرورت این آموزش این دلایل را ذکر می‌کند:

1. رسانه‌ها بر حیات فرهنگی و سیاسی ما سلطه دارند؛

2. تقریباً همه اطلاعات، جز مواردی که آنها را بطور مستقیم تجربه می‌کنند، رسانه‌ای شده‌اند؛

3. رسانه‌ها قادرند مدل‌های ارزشی و رفتاری پرقدرتی خلق کنند؛

4. سواد رسانه‌ای می‌تواند مصرف رسانه‌ای ما را لذت‌بخش‌تر کند و یک رابطه انفعالی را به یک رابطه فعال تبدیل نماید؛

5. رسانه‌ها بدون آن که فعال کردن خودآگاه، بر ما اثر می‌گذارند.

علاوه‌بر این دلایل، "دن بلیک" یکی دیگر از پژوهشگران عرصه سواد رسانه‌ای، دلایل زیر را در ضرورت سواد رسانه‌ای بیان کرده است:

الف) ما در یک محیط میانجی و با واسطه زندگی می‌کنیم؛

ب) سواد رسانه‌ای بر تفکر انتقادی تأکید می‌کند؛

ج) وجود سواد رسانه‌ای، بخشی از حیات یک شهروند فرهیخته و تحصیل‌کرده است؛

د) سواد رسانه‌ای، مشارکت فعال را در یک محیط اشباع‌شده رسانه‌ای ترویج می‌دهد؛

هـ) آموزش رسانه‌ای به ما کمک می‌کند تا فن‌آوری‌های ارتباطی را درک و فهم کنیم.

 

منابع :

* ببران ،صدیقه ، ضرورت های آموزش رسانه‌ای، مرکز آموزش و پژوهش موسسه همشهری

* شکرخواه، یونس، سواد رسانه ای یک مقالۀ عقیده ای، فصلنامه رسانه،1368

* صبری، حمید،آشنایی با دانش ارتباطات،

* کانسیداین، دیوید، درآمدی بر سواد رسانه‌ای، ترجمه ناصر بلیغ. تهران: انتشارات اداره کل تحقیق و توسعه صدا, 1379

* What is Media Literacy، ترجمه مهدی شهبازی ، دفتر مطالعات و برنامه ریسی رسانه‌ها

/ 0 نظر / 23 بازدید